عضویت در کانون هواداران بازدید مجازی موزه نگارستان

موزه مکتب کمال الملک

معرفی موزه مکتب کمال‌الملک

این موزه در ۲۴ تیر ماه ۱۳۹۲ با مشارکت سازمان زیباسازی و معاونت فرهنگی دانشگاه تهران در باغ نگارستان دانشگاه تهران گشایش یافت.

مکتب کمال‌الملک

استاد محمد غفاری معروف به کمال‌الملک ‌از چهره‌های تابان هنر ایران به شمار می‌آید. تحولی که او با هنر خویش پدید آورد، چنان تأثیری در جامعه به وجود آورد که شخصیتش به زودی و در فرهنگ مردم، به مثابه یک اسطوره ملی جلوه‌گر شد و شاید به از همین‌ دلیل است که امروزه در کمتر شهر و دیاری نام او الصاق شده به عنوان یک خیابان، مدرسه و یا آموزشگاه نباشد.

استاد کمال‌الملک در سال ۱۲۹۰ شمسی مدرسه صنایع مستظرفه را در باغ نگارستان بنیان گذاشت و با وجود سختی‌های که پیش ‌رو داشت، به جذب و تربیت شاگردان پرداخت. حسب جذبه شخصی وی، اغلب شاگردانش به مراتب عالی از هنر ارتقا پیدا کردند و در دنباله، به مدت نیم قرن شیوه و روش استاد خود را پایدار نگاه داشتند و همین استادان، با تدریس در دانشگاه و هنرستان‌های تجسمی، حکم معلمی بر کسانی یافتند که هنر جدید ایران را در سال‌های بعد راهبردی نمودند. رویین پاکباز در کتاب دایرۃ‌المعارف هنر و در ذیل مدخل «مکتب کمال‌الملک» مراتب کیفی این ژانر هنری را این‌گونه توصیف می‌کند.

«مکتب کمال‌الملک اصطلاحی است برای توصیف آثار شاگردان کمال‌الملک و پیروان راه و روش او. آشتیانی، وزیری، حیدریان، شیخ، یاسمی، محمود اولیا، علی‌اکبر نجم‌آبادی، یحیی دولتشاهی، محسن سهیلی صدیقی، محسن مقدم، فتح‌الله عبادی،‌ رضا شهابی، مارکار قرابگیلان، صمیمی، مصطفی نجمی و چند تن دیگر در این مکتب جای دارند. شاید بتوان نام رسّام ارژنگی و میرمصور ارژنگی – که در روسیه آموزش دیدند و در تبریز به تدریس پرداختند – و نیز علی‌اصغر پتگر جعفر پتگر، و هوشنگ پیمانی را هم بر آن فهرست افزود؛ ولی علی رخساز و علی‌اکبر صنعتی از این جمع تا اندازه‌ای متمایز هستند.

اینان – به پیروی از کمال‌الملک – کمال مطلوب خود را در هنر رافائل، تیسین، روبنس و رمبرانت می‌جستند؛ اما در عمل، راه هنر آکادمیک سدة نوزدهم اروپا را دنبال می‌کردند. بنابراین، آمیخته‌ای از کلاسی‌سیسم سطحی و ناتورالیسم آشکار همراه با نوعی احساساتی‌گری شبه رمانتیک را در کارشان می‌توان دید. اغلب آن‌ها در دبیرستان‌ها، هنرکده‌ها، و آموزشگاه‌های خصوصی به کار تدریس مشغول بودند، و حتی دست به انتشار کتاب‌های راهنمای نقاشی و طراحی می‌زدند. به طورکلی، «مکتب» آن‌ها در مدتی بیش از ۷۰ سال، هنر معاصر ایران را زیر نفوذ داشت و هنوز هم نقش مهمی در هدایت فرهنگ و سلیقة هنری عمومی ایفا می‌کند (نکته آن‌که، از میانه سدة نوزدهم جریان‌های همانندی با وسعت و قدرت نفوذ و پایداری متفاوت در بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی پدید شده‌اند که غالباً با گرایش‌های نو مخالف بوده‌اند).

اگرچه تعصب در پیروی از اصول و میثاق‌های سنت طبیعت‌گرایی اروپایی، وجه مشترک تمامی پیروان کمال‌الملک است؛ اینان به لحاظ دانش، توانایی فنی، و انتخاب اسلوب و موضوع کار یکسان نیستند. تقریباً همه این‌ها در موضوع‌های تک‌چهره، طبیعت بیجان، و منظره کار کرده‌اند؛ و نیز جملگی تمایلی به مردم نگاری از خود نشان داده‌اند. ولی در این میان، برخی ویژگی‌ها را نیز می‌توان تشخیص داد (مثلاً: لطافت سایه‌روشن‌کاری وزیری، استحکام طراحی شیخ، قلم‌زنی آزاد اولیا، تنوع اسلوب شهابی و حساسیت اجتماعی پیمانی و صنعتی). به نظر می‌رسد که آگاهی و درک هنری در حیدریان و صدیقی عمیق‌تر است؛ و شاید همین امتیاز باعث می‌شود که آن‌هاـ دست کم در برخی آثارشان- از حدود این مکتب فراتر روند.»

مجموعه شاگردان استاد کمال‌الملک، بالغ بر ۷۰ تن می‌شوند که بیش از ۵۰ نفر آنان، به مراتب والای هنر دست یافتند. خوشبختانه سازمان زیباسازی تاکنون موفق به خرید تعدادی اثر از مهم‌ترین آثار شاگردان برجسته مکتب کمال‌الملک شده که البته این آثار منحصر به دو نسل از پیروان این مکتب می‌باشد که بخش عمده آن شاگردان مستقیم استاد و بخش دیگر را شاگردان مدرسه کمال‌الملک (نسل دوم) شامل می‌شوند.

اسامی هنرمندانی که آثارشان در این مجموعه گرد آمده، به این شرح است: ابوالحسن صدیقی/ آرشاک/ اسکندر مستغنی/ اسماعیل آشتیانی/ جعفر پتگر/ جمشید امینی/ حسنعلی وزیری/ حسین شیخ/ حسینعلی مؤیدپردازی/ رسام ارژنگی/ رضا شهابی/ رضا صمیمی/ غلامعلی سیف ناصری/ شوکت‌الملوک شقاقی/ صدرالدین شایسته شیرازی علی اصغر پتگر/ علی رخساز / علی کریمی/ علی محمودی/ علی‌اشرف والی/ علی‌اکبر صنعتی/ علی‌اکبر نجم‌آبادی/ علی‌اکبر یاسمی/ عباس کاتوزیان/ علی‌محمد حیدریان/ عفت‌الملوک شقاقی/ مارکار قرابگیان/ محسن سهیلی/ محمدعلی فروغی/ محمود اولیا/ مصطفی نجمی/ مهدی تائب/ مهدی سجادی/ میرمصور ارژنگی/ میشا (میکائیل) شهبازیان/ ناصر شهبازی/ هادی تجویدی/ یحیی دولتشاهی/ دوستعلی معیرالممالک و هوشنگ پیمانی.

بدیهی است گردآوری چنین مجموعه‌ای، بودجه قابل ملاحظه‌ای را می‌طلبید، اما با توجه حسن نظر خانواده و بستگان این هنرمندان- برای تشکیل موزه‌ای با این عنوان- این امکان حاصل شد که آثار در حداقل مبلغ ممکن خریداری و به مجموعه سازمان زیباسازی تحویل گردد. همراهی معاونت فرهنگی دانشگاه تهران در این رویداد مهم و با در اختیار گداشتن یکی از عمارت‌های باغ نگارستان برای دایر و اداره نمودن آن، امکان تأسیس موزه را به بهترین نحو فراهم آورد.