عضویت در کانون هواداران بازدید مجازی موزه نگارستان

مجموعه ملک‌الشعرای بهار

این مجموعه در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ و با حضور هیئت رئیسه دانشگاه تهران در باغ‌موزه نگارستان گشایش یافت.

محمدتقی بهار؛ شاعر، ترانه‌سرا، ادیب، استاد دانشگاه تهران، روزنامه‌نگار و سیاستمدار نامدار ایرانی است که در سال ۱۲۶۵ خورشیدی در مشهد متولد شد و در یکم اردیبهشت ۱۳۳۰ در تهران درگذشت.

این مجموعه شامل سردیس برنزی بهار، عکس، اسناد دیجیتال و تعدادی از اسناد و دست‌نوشته‌ها و کتاب‌های محمدتقی ملک‌الشعرای بهار است که توسط خانم چهرزاد بهار (فرزند ملک‌الشعرا) به موزۀ تاریخ و مفاخر دانشگاه تهران اهدا شده است.

آنچه در این مجموعه به نمایش درآمده است گویای بخش‌های مهمی از دوران جوانی و میانسالی محمدتقی بهار و نمایانگر وجوه متفاوت شخصیت و توانمندی‌های اوست.

سال‌شمار زندگی ملک‌الشعرای بهار

در سال ۱۲۶۵ خورشیدی / ربيع الاول ۱۳۰۴ ه. ق در شهر مشهد در محلة سرشور تولد يافت.

در ده سالگي سرودن شعر را آغاز كرد.

در سال ۱۲۷۹ در مشهد تحصيلات خود را در محضر اديب نيشابوري (ميرزا عبدالجواد) دنبال كرد.

در سال ۱۲۸۲ پدرش ( ملك‌الشعراي صبوري) وفات يافت.

در۱۹ سالگي به مقام ملك‌الشعرايي رسيد.

در سال ۱۲۸۴ مستزاد معروف خود را به مطلع زير را سرود (با شه ايران ز آزادي سخن گفتن خطاست كار ايران با خداست)

در سال ۱۲۸۴ در بيست سالگي وارد امور سياسي شد و جزو مشروطه‌خواهان خراسان قرار گرفت.

در سال ۱۲۸۴ اشعار سياسي او در روزنامة نيمه‌مخفي خراسان، بدون امضا يا با امضای م – ب به چاپ رسيد كه مورد توجه بسيار قرار گرفت.

در سال ۱۲۸۵ اشعار سياسي او در روزنامة طوس (به مديريت ميرزاهاشم‌خان قزويني) منتشر شد و او را به شهرت رسانيد.

در سال ۱۲۸۶ مثنوي ((اندرز به شاه)) را خطاب به محمدعلي‌شاه سرود، بدين مطلع: پادشاها چشم خرد باز كن فكر سرانجام ز آغاز كن

در سال ۱۲۸۸ براي اولين بار در راه تشكيل حزب دموكرات در مشهد با حيدرعموخان عمواوغلو ملاقات كرد.

در سال ۱۲۸۸ پنجشنبه بيست و يكم مهرماه نخستين شمارة روزنامة نوبهار را كه ارگان حزب دموكرات مشهد بود در شهر مشهد منتشر كرد.

در سال ۱۲۸۸ عضويت كميتة ايالتي حزب دموكرات خراسان را پذيرفت.

در سال ۱۲۸۸ با نطقي كه در اولين جلسة حزب دموكرات، در مسجد گوهرشاد ايراد كرد، شهر مشهد را تكان داد و كينياز دابيژا (جنرال كنسول دولت تزاري) را به وحشت انداخت.

در سال ۱۲۸۸ با روزنامة مخفي خراسان (به مديريت سيدحسن اردبيلي) همكاري كرد و مقالات او بدون امضا در آن روزنامه چاپ شد. گاهي هم مقالات و اشعار او با امضای م – ب چاپ مي‌شد.

در سال ۱۲۸۹ قصيدة معروف ((سوي لندن گذر اي پيك نسيم سحري)) را خطاب به وزير خارجة انگلستان (سر ادوارد گري) سرود.

در سال ۱۲۹۰ به دستور وثوق‌الدوله وزير خارجة وقت روزنامة نوبهار پس از يك سال نشر در مشهد توقيف شد.

در سال ۱۲۹۰ ((قصيدة بوي خون اي باد از طوس سوي يثرب بر)) را در واقعة بمباران مسجد گوهرشاد و گنبد مطهر حضرت امام رضا (ع) – كه از طرف روس‌هاي تزاري به توپ بسته شد- سرود.

در سال ۱۲۹۰ دوشنبه ۴ قوس (آذرماه) روزنامة تازه بهار را در مشهد منتشر كرد كه بيش از ۹ شماره انتشار نيافت و به دستور كينياز دابيژا به دنبال نوبهار توقيف شد.

در سال ۱۲۹۰ به همراه نه نفر از دوستانش كه اعضاي كميتة حزب دموكرات ايران بودند، بنا به دستوركينياز دابيژا از مشهد به تهران تبعيد شد و در ميان راه دزدان اموال او را به غارت بردند.

در سال ۱۲۹۰ ماجراي سفر خود را به نظم درآورد و استاد خود صيد‌علي‌خان درگزي را ستود.

در سال ۱۲۹۰ هنگام تبعيد، بين راه سبزوار به شاهرود، با حيدرخان عمواوغلو و رفيقش ابوالفتح‌زاده ملاقات كرد و چون نتوانست به مشهد بازگردد، نامه‌اي به شيخ جواد تهراني نوشت كه به هر وسيله باشد، تذكرة عبور براي حيدرخان و دوستش تهيه كرده و آنان را از مرز بگذراند. در اين سفر حيدرخان پس از يك ماه توقف در مشهد عازم لندن شد.

در سال ۱۲۹۲ (۱۴ دي‌ماه) دورة دوم نوبهار را در شهر مشهد منتشر كرد.

در سال ۱۲۹۲ از طرف مردم كلات، سرخس و درگز به نمايندگي دورة سوم مجلس شوراي ملي انتخاب شد.

در سال ۱۲۹۳ (۱۴ آذرماه) دورة سوم نوبهار را در تهران منتشر كرد.

در سال ۱۲۹۴ (مرداد ماه) بخشي از تاريخ سياسي افغانستان را نوشت و در روزنامة نوبهار، سال چهارم از شمارة ۶۱ به بعد منتشر كرد.

در سال ۱۲۹۴ در كابينة محمدولي‌خان سپهدار اعظم به بجنورد تبعيد شد و شش ماه در حالت تبعيد به سر برد.

در سال ۱۲۹۴ (آبان) روزنامة نوبهار او توقيف شد.

در سال ۱۲۹۴ به قم مهاجرت كرد که در راه قم به علت واژگون شدن درشكه، دست او شكست و اديب الممالك فراهاني، قصيده‌اي به مطلع زیر خطاب به بهار سرود:

شكست دستي كز خامه بس نگار آورد       نگارها ز سركلك زرنگار آورد

در سال ۱۲۹۴ انجمن دانشكدة تهران را بنيان گذاشت.

در سال ۱۲۹۶ سال ششم نوبهار را در تهران منتشر كرد.

در سال ۱۲۹۶ (مردادماه) سال ششم نوبهار او توقيف شد.

در سال ۱۲۹۶ (مردادماه) روزنامة زبان آزاد را سه روز پس از توقيف نوبهار منتشر كرد كه ۳۵ شمارة آن منتشر شد.

در سال ۱۲۹۶ پنجشنبه۹ آبان ماه روزنامة نوبهار كه به دستور احمدشاه از توقيف خارج شده بود، مجدداً منتشر شد.

در سال ۱۲۹۶ (۱۳۳۶ ه. ق./ ۱۹۱۷ م.) مادر بهار (۱۴ سال پس از درگذشت پدرش ملك‌الشعراي صبوري) درگذشت.

در سال ۱۲۹۶ تاريخچة سه سال و نيم جنگ (۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ م.) با بخشي از تاريخ قاجاريه را نوشت و در روزنامة نوبهار، سال ششم به چاپ رسانيد.

در سال ۱۲۹۷ (۱ ارديبهشت) نخستين شمارة مجلة دانشكده را در تهران منتشر كرد كه يك سال دوام يافت.

در سال ۱۲۹۷ قصيدة معروف ((بث الشكوي)) را به مطلع: ((تا بر زبر ري است جولانم)) به مناسبت توقيف روزنامۀ نوبهار سرود.

در سال ۱۲۹۷ رمان نيرنگ سياه يا كنيزان سفيد را نوشت و در روزنامة ايران كه در آن زمان مديريت آن با برادرش محمد ملك‌زاده بود منتشر كرد.

در سال ۱۲۹۸ (۲۳ حوت – اسفندماه) نخستين شمارۀ روزنامة يوميۀ نيمه‌رسمي ايران به مديريت او انتشار يافت كه مدت ۲ سال (تا سوم اسفند ۱۲۹۹) دوام يافت.

در سال ۱۲۹۹ در كابينة سيدضياءالدين طباطبايي، در كودتا مدت سه ماه در شميران تحت نظر بود.

در سال ۱۲۹۹ قصيدۀ ((هيجان روح)) را به مطلع: (اي خامه دو تا شو و به خط مگذر) سرود.

در سال ۱۳۰۰ تا اوايل سال ۱۳۰۵ خورشیدی مدتي با جمعي ديگر از فضلاي ايران در محضر درس هرتسفلد، دانشمند آلماني، براي فرا گرفتن زبان پهلوي حاضر شد.

در سال ۱۳۰۰ در مجلس چهارم از طرف مردم بجنورد به نمايندگي انتخاب شد.

در سال ۱۳۰۱ قصيدة معروف دماوند و سكوت شب را سرود.

در سال ۱۳۰۱ (۲ مهرماه) روزنامۀ نوبهار هفتگي را در تهران منتشر كرد.

در سال ۱۳۰۱ تاريخچة اكثريت در مجلس چهارم را نوشت كه قسمتي از آن را در روزنامة نوبهار هفتگي چاپ و به علتي از چاپ بقيه خودداري كرد.

در سال ۱۳۰۲ از طرف مردم ترشيز (كاشمر) به نمايندگي مجلس پنجم انتخاب شد.

در سال ۱۳۰۲ قسمتي از سرگذشت خود را به نظم در آورد كه مطلع آن اين است: (ياد باد آن عهد كم بندي به پاي اندر نبود).

در سال ۱۳۰۲ مثنوي جمهوري نامه را سرود. اين مثنوي، اولين بار در روزنامۀ قرن بيستم به نام ميرزادة عشقي به چاپ رسيد.

در سال ۱۳۰۳ هنگامي كه بهار در مجلس نطق تندي ايراد كرد و قصد داشت از مجلس خارج شود، واعظ قزويني مدير روزنامۀ رعد قزوين كه شباهت به بهار داشت در جلوي مجلس به جاي او مورد اصابت گلوله قرار گرفت و از پاي درآمد. بهار در اين باره قصيدۀ ((يك شب شوم)) را به مطلع: (شب چو ديوان به حصار فلكي راه زدند) سرود.

در سال ۱۳۰۵ در مجلس ششم به نمايندگي مردم تهران انتخاب شد.

در سال ۱۳۰۵ چهار خطابه خود را خطاب به رضاشاه پهلوي سرود.

در سال ۱۳۰۶ قصيدۀ معروف فتح دهلي را سرود.

در سال ۱۳۰۷ در دارالمعلمين به تدريس مشغول شد.

در سال ۱۳۰۷ به عللي از كار سياست كناره گرفت.

در سال ۱۳۰۸ يك سال به زندان مجرد افتاد. در اين مدت چند قصيده و مسمّط ساخت كه در چاپ اول جلد اول ديوان او از صفحة ۴۸۵ تا ۵۰۰ مندرج است. در بارة زنداني شدنش در غزلي می‌گويد:

من نيم مسعود بو احمد ولي زندان من       كمتر از زندان ناي و قلعة منديش نيست.

در سال ۱۳۰۹ مثنوي مستزاد خود را خطاب به صادق سرمد سرود كه در آن شيوه و سبك شعراي گذشته و معاصر خود را معلوم كرد.

در سال ۱۳۱۱ ديوان اشعار خود را به طبع رسانيد كه پس از چاپ ۲۰۸ صفحه از ادامۀ چاپ آن جلوگيري شد.

در سال ۱۳۱۱ روز ۲۹ اسفند بار ديگر به زندان افتاد كه مدت ۵ ماه به طول انجاميد و شعر زيباي شباهنگ را به مطلع: (بر شو اي رايت روز از در شرق) و قصيدة هفت شين را به مطلع: (شد وقت آن كه مرغ سحر نغمه سر كند/ گل با نسيم صبح سر از خاك بركند) را سرود.

در سال ۱۳۱۲ از زندان آزاد و به اصفهان تبعيد شد.

در سال ۱۳۱۲ اندرزهاي ((آذرباد ماراسپندان)) را از پهلوي به پارسي برگردانيد و به نظم كشيد.

در سال ۱۳۱۲ قصيده معروف : ((امشو در بهشت خدا وايه پندري)) را به لهجۀ مشهدي سرود. متأسفانه تمام اين قصيده در ديوان او به چاپ نرسيده است. ولي همة قصيده در مجلة يغما به چاپ رسيده است.

در سال ۱۳۱۲ سرودن كارنامة زندان را شروع كرد.

در سال ۱۳۱۲ شاهنامة گشتاسب يا يادگار زريران را از پهلوي به پارسي برگرداند.

در سال ۱۳۱۲ شرح احوال فردوسي را بر مبني شاهنامه به رشته تحرير در آورد.

در سال ۱۳۱۲ قرارداد تصحيح تاريخ بلعمي را با وزارت فرهنگ امضا كرد كه اين كتاب در سال ۱۳۴۵ خورشیدی به همت روانشاد محمد پروين گنابادي از طبع خارج شد.

در سال ۱۳۱۳ كارنامة زندان را كه در سال ۱۳۱۲ در زندان شروع كرده بود در اصفهان به پايان رسانيد.

در سال ۱۳۱۳ براي برگزاري جشن هزارۀ فردوسي، با وساطت مرحوم محمدعلي فروغي (ذكاءالملك) و علي‌اصغر حكمت وزير فرهنگ وقت، از اصفهان به تهران فراخوانده شد.

در سال ۱۳۱۳ قصيدة ((آمال شاعر)) را پس از بازگشت از اصفهان سرود.

در سال ۱۳۱۳ شعر ((درينك واتر)) شاعر انگليسي را كه در جشن هزارة فردوسي سروده بود به شعر فارسي درآورد.

در سال ۱۳۱۳ قصيده‌هاي ((آفرين فردوسی)) و ((كل‌الصيد في جوف الفرا)) در هزارۀ فردوسي سرود.

در سال ۱۳۱۳ بار ديگر در دانشسراي عالي به تدريس ادبيات مشغول شد.

در سال ۱۳۱۳ رسالة زندگي ماني را تأليف كرد.

در سال ۱۳۱۵ فروردين ماه مطابق ذيحجه ۱۳۵۴ ه. ق – مارس ۱۹۳۶ م.، سفري كوتاه به عزم گردش به طرف مازندران و گيلان رفت كه ره‌آورد سفرش قصيده زيباي ((سپيد رود)) بود به اين مطلع:

هنگام فرودين كه رساند زما درود                 بر مرغزار ديلم و طرف سپيد رود

در سال ۱۳۱۶ دورة دكتراي ادبيات فارسي در دانشگاه نهران افتتاح شد و بهار عهده‌دار تدريس بعضي ازدروس آن گرديد.

در سال ۱۳۱۸ كتاب مجمل‌التواريخ و القصص با تصحيح وي از طبع خارج شد.

در سال ۱۳۱۸ قصيدة ((ديروز و امروز)) را سرود.

در سال ۱۳۲۱ (۳ اسفندماه) روزنامة نوبهار را بار ديگر در تهران منتشر كرد كه پس از انتشار ۱۰۲ شماره تعطيل شد.

در سال ۱۳۲۱ مقاله معروف ((از آن طرف راه نيست)) را در چند شمارة نوبهار يوميه به چاپ رسانيد.

در سال ۱۳۲۱ جلد اول و دوم سبك‌شناسي ((يا تاريخ تطور نثر فارسي)) را منتشر كرد.

در سال ۱۳۲۲ شرح زندگاني سيد حسن مدرس را نوشت و در روزنامة نوبهار منتشر كرد.

در سال ۱۳۲۲ انجمن روابط فرهنگي ايران و اتحاد جماهير شوروي در تهران تشكيل شد .بهار از ۱۳۲۲تا ۱۳۲۶ مدتي رياست كميسيون ادبي آن انجمن را داشت.

در سال ۱۳۲۲ رساله‌اي با عنوان ((در آرزوي مساوات)) را نوشت كه در چند شمارة نوبهار به طبع رسيد.

در سال ۱۳۲۳ جلد اول تاريخ احزاب سياسي يا انقراض قاجاريه را كه در سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۲ تأليف كرده بود، چاپ و منتشر كرد.

در سال ۱۳۲۴ هنگام زمامداري احمد قوام ((قوام‌السلطنه)) عهده دار وزارت فرهنگ شد.

در سال ۱۳۲۴ در سال ۵-۱۳۲۴ (۱۳۶۴ ه. ق برابر ۶-۱۹۴۵ م.) با هيئتي براي شركت در برگزاري جشن ۲۵ سالگي تشكيل حكومت آذربايجان شوروي رهسپار باكو شد.

در سال ۱۳۲۴ قصيده معروف ((هديه باكو)) را سرود كه ره‌آورد سفر اوست به آذربايجان شوروي.

در سال ۱۳۲۴ سفر كوتاهي از تهران به مشهد رفت .

در سال ۱۳۲۴ بخشي از كتاب جوامع‌الحكايات و لوامع‌الروايات عوفي ، به تصحيح وي، از طرف وزارت فرهنگ انتشار يافت.

در سال ۱۳۲۴ شرح زندگي لنين را نوشت، كه در مجله پيام نو، سال دوم، شمارة ۳ بهمن ماه ۱۳۲۴ به طبع رسيده است.

در سال ۱۳۲۴ رياست نخستين كنگرة نويسندگان ايران را كه از طرف انجمن روابط فرهنگي ايران با اتحاد جماهير شوروي تشكيل شده بود به عهده گرفت.

در سال ۱۳۲۵ با احمد قوام‌السلطنه همكاري كرد و حزب دموكرات تيران را تأسيس كرد.

در سال ۱۳۲۵ از مقام وزارت فرهنگ احمد قوام كناره گرفت .

در سال ۱۳۲۶ جلد سوم سبك‌شناسي يا تاريخ تطور نثر فارسي را به چاپ رسانيد.

در سال ۱۳۲۶ در دورة پانزدهم قانونگذاري مجلس به نمايندگي مردم تهران انتخاب شد.

در سال ۱۳۲۶ براي معالجۀ سل، از تهران رهسپار سوئيس شد.

در سال ۱۳۲۷ هنگامي كه در سوئيس مشغول معالجه بود، مكاتبه‌اي با اديب‌السلطنة دارد كه معروف است.

در سال ۱۳۲۸ ارديبهشت ماه، از سفر استعلاجي خود از سوئيس به ايران بازگشت.

در سال ۱۳۲۸ قصيدة ((يك صفحه از تاريخ)) را سرود به اين مطلع: (جرم خورشيد چو از حوت به برج بره شد)

در سال ۱۳۲۹ ((جمعيت ايراني هواداران صلح)) را در تهران تشكيل داد.

در سال ۱۳۲۹ دولت پاكستان رسماً از وي دعوت كرد تا سفري به پاكستان كند، به علت بيماري نتوانست به اين سفر برود.

در سال ۱۳۲۹ (۱ ارديبهشت) سفارت پاكستان، مجلس يادبودي براي محمد اقبال لاهوري تشكيل داد و بهار عهده‌دار رياست آن مجلس بود و سخنراني دربارة اقبال ايراد كرد.

در سال ۱۳۲۹ (۱ اسفند)، پيامي به دانشجويان فرستاد.

در سال ۱۳۲۹ قراردادي بست كه سبك‌شناسي شعر فارسي را نيز بنويسد و وزارت فرهنگ اقدام به چاپ آن نمايد. بخشي از آن كتاب را نوشت و متأسفانه بيماري نگذاشت كه به ادامة كاربپردازد. نيز مرگ مجال نداد كه كار شروع كرده را به پايان برد. آن قسمت نوشته شده كه خود به وزارت فرهنگ تحويل داده بود، در سال ۱۳۴۲ خورشیدی به كوشش آقاي عليقلي محمودي بختياري به نام سبك‌شناسي يا تطور شعر فارسي، بخش يكم، دفترچهارم، در ۱۱۲ صفحه از طرف مؤسسۀ مطبوعاتي علمي منتشر شد.

در سال ۱۳۲۹ در تابستان، آخرين اثر خود، قصيدة ((جغدجنگ)) را سرود و براي هميشه دفتر اشعارخود را در هم پيچيد. اين قصيده اولين بار در روزيكشنبه ۱۳ اسفند ماه ((۲۵ ج ا ،۱۳۷۰ ه.ق و سوم مارس ۱۹۵۲ م.)) در روزنامة مصلحت به چاپ رسيد.

در سال ۱۳۲۹ سه شنبه ۲۹ اسفند، پيامي به جوانان ايران فرستاد.

در سال ۱۳۳۰ روز اول ارديبهشت، مطابق ۱۵ ماه رجب ۱۳۷۰ ه. ق. / ۲۱ آوريل ۱۹۵۱ م.، ساعت ۸ صبح، در خانة خود در خيابان ملك‌الشعرا بهار، خيابان تخت جمشيد بدرود زندگي گفت.

در سال ۱۳۳۰ (دوم ارديبهشت ماه)، مطابق ۱۶ ماه رجب ۱۳۷۰ ه. ق. / ۲۲ آوريل ۱۹۵۱ م. بعد از ظهر جنازة او را از مسجد سپهسالار تا چهارراه مخبرالدوله، بر سر دست بردند و ساعت ۴ بعد از ظهر همان‌روز او را در شميران در باغ آرامگاه ظهيرالدوله به خاك سپردند.