عضویت در کانون هواداران بازدید مجازی موزه نگارستان

صف سلام فتحعليشاهي

باغ نگارستان و نقاشيهاي آن
باغ نگارستان از باغهای سلطنتی بسیار معروف و تفرجگاه ييلاقي شاهان قاجار خصوصاً فتحعلی شاه محسوب می شد و وجه تسمیه آن به دلیل وجود نگاره های بسیار زیبا و همچنين تابلوهاي نقاشی نفيسي ـ اثر استادانی چون عبدالله خان نقاش باشي، ميرزاجاني نقاش، ميرزا بابا نقاش باشي و مهرعلي آقا نقاش ـ بود که بر سطح ديوارهای سه عمارت باشکوه آن به چشم می خورد.
عمارت دلگشا یا حوضخانه، معروفترين بنای باغ، به صورت کوشکی هشت ضلعي و دو طبقه در مرکز باغ قرار داشت. طبقه زیرین این عمارت، بنای حوضخانه و طبقه فوقانی آن، تالار دلگشا بود که با نقاشيهاي زيبایی چون گروه فرانسوی ها و صف سلام فتحعلي شاهی مزين گشته بود. این عمارت در سال ۱۳۰۹ ه.ش تغییر کاربری داده، به موزه هنرهاي ملي ايران بدل می گردد و در نتيجه، تمامي دیوارنگاره های آن رو به تخريب می رود.


بنای دیگر باغ، تالار قلمدان بود که در جبهه شمالي و در شرق عمارت نگارستان قرار داشت و فضاي داخلی آن با دیوارنگاره هایی چون نقش فتحعلي شاه و پسرانش و همچنین تصاویری از زنان رقصنده و نوازنده مزین شده بود که اکنون، هیچ نشاني از آنها باقي نیست.
عمارت نگارستان یا دیوانخانه، مهمترين بناي مجموعه نيز در جنوب عمارت دلگشا و در بخش اندرونی قرار داشت و متشکل از تالار بزرگ سلام و چندین اتاق و راهروي مزین به تابلوهای نقاشی بود. تالار سلام که به آن، “تالار پادشاهی يا تالار سلطنتي” نیز می گفتند، در فضای میانی عمارت واقع بود و جهت سلام در مراسم رسمي مورد استفاده قرار می گرفت. از این رو بر ديوارهای آن، تصاوير زيبايي از مجلس سلام فتحعلی شاهی نقش بسته بود. این نگاره ها که به سال ۱۲۲۸ ه.ق توسط عبدالله خان نقاش باشي ترسيم شده، مشتمل بر ۱۱۸ نقاشي تمام قد بود که تصوير بر تخت نشسته فتحعلی شاه را به همراه دوازده پسر و شش ملازمش بر بدنه شمالی  و نقش اعيان و رجال و سفرا را بر دو جبهه دیگر تالار نمایش می داد. این نقاشی متأسفانه در گذر زمان از میان رفته و تنها چيزي كه از آن باقي است، رونگاشتهای متعدد و نسخه های روی بومي است که طي دوره های مختلف توسط هنرمندان گوناگون به انجام رسيده است.


نسخه ای از نقاشی صف سلام نگارستان بر روی بوم
صف سلام
سلام عبارت از جلسه ای رسمی در حضور شاه بود که طی آن، وزیران و صاحبان مقام، گزارش امور دولتی را به عرض شاه می رسانند و حتی گاه شاهزادگان نیز ملزم و موظف به حضور در این مراسم بودند. به هنگام سلام، تمامی افراد حاضر در مراسم، به حالت ایستاده و در سکوت محض، در برابر شاه صف می کشيدند و در این میان، هر کس که سنش بیشتر یا مقامش مهمتر بود، نزدیکتر به شاه می ایستاد و شاه ـ نشسته بر تخت سلطنت ـ سلام آنها را می پذیرفت.
با این تعاريف، نقاشیهای صف سلام نیز با ترکیب بندیهای متقارن و سترگنمای خود، بيشتر با هدف به رخ کشیدن شکوه پادشاه، بزرگي سلطنت او و نفوذ قدرت و اهمیت اين پادشاهي در اذهان مردم ـ چه در داخل و چه در خارج از کشور ـ تصویر می شد که ما نمونه های آن را غیر از باغ نگارستان، در کاخ سلیمانیه کرج، عمارت شاهی قم، عمارت نظامیه تهران و همچنین ـ به صورت تابلو نقاشی ـ در کاخ نیاوران و چندین مجموعه و گالری هنری دیگر شاهد هستیم.


ديوارنگاره صف سلام فتحعليشاهي
فتحعلی شاه طی سالهای حکومت خود از ۱۲۱۲ تا ۱۲۵۰ ه.ق غیر از تفرج و خوشگذرانی، و آبادانی و تزیین عمارات شاهی پایتخت، به اماکن متبرکه خصوصاً قم نیز توجه ويژه اي داشته، اقدامات عمرانی متعددی را در آن به انجام رسانده و بیش از هر زمان دیگری، به توسعه حرم مطهر حضرت معصومه و بناهای وابسته به آن همت گماشته است.
او در اراضی غربی اطراف حرم، عمارتی دیوانی به نام “خانه های شاهی” بنا کرد و آن را به سال ۱۲۲۲ ه.ق جهت سکونت رجال و وزراء وقف نمود. سپس بین سالهای ۱۲۴۸ تا ۱۲۵۱ ه.ق که کیکاووس میرزا فرزند ۲۸ فتحعلی شاه حکومت قم را بر عهده داشت، اين عمارت تزیین و جهت خوشایند فتحعلي شاه، تصویر وي به همراه صد و پنجاه تن از اولاد و احفاد او بر روی دیوارهای تالار نقش بست. در خاطرات ۲۵ رجب سال ۱۳۰۵ ه.ق ناصرالدین شاه، در توصیف تالار و نقاشي آن چنین آمده است: «مدتها بود این عمارت را ندیده بودم. کیکاووس میرزا پسر فتحعلی شاه در ایام حکومت خود این را ساخته. در تالار بیرونی صورت فتحعلی شاه را با قریب ۱۵۰ نفر از اولاد او که در آن زمان حیات داشتند کشیدند».
در دوره محمدشاه به دلیل بی توجهی به شهر قم و بناهای آستانه، این عمارت و ساختمانهای ضمیمه آن رو به ویرانی می رود؛ به گونه ای کنت دوسرسی بین سالهای ۵۶ ـ ۱۲۵۵ ه.ق می نویسد: «تمام اتاقهای این کاخ رو به ویرانی است و هیچ کس به فکر تعمیر آن نیست».
گويا این ویرانی تا دوره ناصرالدین شاه همچنان ادامه اشته و در سالهای پایانی حکومت او، حتی بخشهايي از نقاشی نیز تخریب گردیده است، زیرا محمدقاسم خان صاحب جمع به سال ۱۳۱۳ ه.ق در سفرنامه اش اینگونه شرح می دهد: «عمارت سلطنتی رو به انهدام است … در تالار صورت خاقان مغفور را با تمام پسران ایشان و نواده که عبارت از صد و ده نفرند کشیده اند». در کتاب خاطرات فریدالملک همدانی به سال ۱۳۲۴ ه.ق/دوره محمدعلی شاه نیز چنین نقل شده است: «از عمارت شاهی که متصل به صحن است و رو به خرابی گذاشته دیدن کردیم».
بدین ترتیب عمارت دیوانی، تالار سلام و دیوارنگاره های آن به تدریج و به مرور زمان رو به ویرانی رفته، تا اینکه در سال ۱۳۳۸ ه.ش آیت الله فیض، با هدف توسعه مسجد بالاسر حرم ـ که در همان جبهه غربی، در نزدیکی عمارت قرار داشت ـ یکی از خانه هاي ویران شاهی موسوم به “خانه جبرئیل” را خریداری نموده و با افزودن آن به مسجد بالاسر، محوطه مسجد را وسعت می بخشد. چندی بعد، آیت الله بروجردی نیز مجدداً تصمیم به توسعه مسجد گرفته که در نتیجه آن، “عمارت شاهی و تالار نقاشی” تخریب شده و بر محوطه مسجد اضافه می گردد. اما پیش از آن برای جلوگیری از آسیب نقاشیها، دستور می دهد تا آنها را قطعه قطعه از سینه دیوار جدا کرده و به گوشه ای امن در مقبره شاه سلیمان انتقال دهند تا بعدها، محل مناسبی برای نصب آنها بیابند.
این مجموعه نقاشی دیواری که اکنون شامل ۵۴ قطعه نقاشی مجزا از هم بود، مدتی بعد به موزه نگارستان، سپس به مخزن مجلس شورای اسلامی در تهران و پس از آن در آذرماه ۱۳۸۴ به مجموعه کاخ گلستان منتقل شده و مدتها در آنجا حفظ و حراست می گردید. اما از آنجا که باغ موزه نگارستان دانشگاه تهران ـ هم به سبب پیشینه فرهنگی و تاریخی خود که از باغات و عمارات مهم قاجاری بوده و هم به دلیل وجه تسمیه آن که در اثر وجود نگاره های متعدد در این باغ بوده است ـ قابلیت حفظ و نگهداری و نمایش این اثر را ـ چه به لحاظ مکانی و موقعیتی و چه از لحاظ مفهومی و ارزشی ـ دارا می باشد، این مجموعه پس از پیگیریهای متعدد اداره کل امور فرهنگی و اجتماعی دانشگاه تهران و در نهایت، ایجاد تفاهم نامه ای با سازمان میراث فرهنگی، در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ به باغ نگارستان انتقال یافت و در قالب سازه ای سه ضلعی ـ به همان شکل پیشین خود ـ بر سه جبهه تالار فروزانفر این باغ نصب گردید.
این نقاشی دیواری ـ به ابعاد ۲۰×۲٫۱۵ متر ـ که با تکنیک رنگ و روغن روی بستر گچ ترسیم شده، موضوعیت صف سلام شاهی و مضمونی سیاسی و حماسی را شامل می شود که هدف آن در درجه اول، نشان دادن شوکت و قدرت حاکم و بزرگنمایی سلطنت و خاندان اوست. اما اهمیت این اثر، جدا از تکنیک هنری و ابعاد باشکوهش، وجهه تاریخی و سیاسی آن می باشد، چرا که تمامی اولاد و احفاد فتحعلی شاه را به آن زمان ـ که هر یک از تیره ها و اقوام مختلف ایرانی و صاحب مناصبی سیاسی و حکومتی بودند ـ با شمایل همگون، خلعت مخصوص، ذکر نام و به ترتیب سن و جایگاه به تصویر کشیده است.
نقاش این اثر نیز احتمالاً میرزا محمدعلی نقاش، نقاش رنگ و روغن کار و و قلمدان نگار سده ۱۲ ه.ق است که در شبیه سازی و ارائه مجالس رزمی و بزمی دستی توانا داشته است. او همچنین پیرو مکتب پیکرنگاری درباری و تا حد زیادی تحت تأثیر سبک عبدالله خان نقاشباشی بوده كه اين مهم را مي توان از روي شخصيت نگاريها، نوع قلمگذاري و همچنين تركيب بندي رنگي آثار او تشخيص داد. گرچه تمامی آثار محمدعلی نقاش رقم دار است، اما دیوارنگاره فوق غیر مرقوم بوده و نام و امضای نقاش را دارا نیست، که در این مورد، با توجه به سبک پردازش و تاریخ تصویر شدن اثر (احتمالاً به سال ۱۲۴۸ ه.ق) می توان آن را منسوب به محمدعلی نقاش دانسته و این احتمال را مطرح نمود که رقم نقاش یعنی (کمترین محمدعلی فی سنه …؟) همزمان با تخریب بخشهایی از اثر و کاهش تعداد افراد تصویر شده از ۱۵۰ به ۱۱۰ و سپس به ۹۹ نفر از میان رفته است.
در این نقاشی، فتحعلی شاه ـ در مرکز و میانه تصویر و کمی درشت تر از دیگران ـ با تاج شاهی بر سر و کلیجه ترمه و جبه پولک دوزی بر تن، بر تخت طاووس جلوس کرده و به متکای مرواریددوزی شده ای تکیه داده است. او دو بازوبند جواهر نشان از کوه نور و دریای نور بر بازوان خود دارد؛ یه دست را بر کمر، بين قبضه شمشير و خنجر و دست دیگر را بر لوله قلیان مرصع کاری شده اش گذاشته است. در طرفین یعنی در دو ضلع دیگر نیز تمامی شاهزادگان (فرزندان شاه در ردیف اول و فرزندزادگان در ردیف دوم) به ترتیب سن و جایگاه و نسب صف کشیده اند. آنها تاج، نیم تاج یا کلاهی مرصع بر سر و لباسهای مروارید دوزی شده بر تن دارند و مجهز به بازوبند و کمربند و خنجر و شمشیرند. این اثر در روز شنبه چهاردم اسفند ماه ۱۳۹۵ در باغ موزه نگارستان رونمایی شد.

تصاویر: